نامه پنجاه و پنجم ..... واکسن هجده ماهگی
عزیز دلم، شکر خدا که واکسن هجده ماهگی رو هم زدی. الهی مامان فدات بشه که از درد پا نمیتونستی حتی یه تکون ساده هم بدی و شب رو چند باری گریه سر دادی و تب کردی. شکر خدا دیگه واسه چند سالی از واکسن خبری نیست هورااااااااااااا
رادین جونم این روزها احساس میکنم نسبت به دوران یکسالگیت آرومتر شدی، شیطنتات کمتر شده، خیلی از رفتارات عاقلانتر شده و خطر رو خیلی بهتر از قبل متوجه هستی. مثلا به چیزی که داغ باشه بخوای دست بزنی خودت میگی جیزههههههههههههههه. امیدوارم خدای مهربون همیشه نگه دار همه کوچولوهای دوست داشتنی و از جمله شما پسر نازنین ما باشه. آمین
و بازم چند تا عکس از پارک مورد علاقه ات همراه با منظره زیبای پاییزی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نامه پنجاه و پنجم ..... واکسن هجده ماهگی
